|
نظرخواهی - 3 |
|
|
|
نوشته : پرویز رجبی
|
|
23 تیر 1388 ساعت 19:36 |
|
میانبُرهای مکرر، پرهیز از ترافیک سنگین واژههایی که به صورت قید و صفت بیشتر به کار وزن و قافیه میآیند و کمک گرفتن از خرد و تجربه و کمال مخاطب و سهیم کردن او در شادی و اندوه، از ویژگیهای بارز «دیوارنوشت»های من است. همواره فکر کرده ام که با هر دیوارنوشتی شماری دل ناشناس را با دل خودم همتپش میکنم. دیدگاه ها : 0 | بازدیدها : 202 |
|
تاریخ بروز رسانی ( 23 تیر 1388 ساعت 19:36 )
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
نظرخواهی - 2 |
|
|
|
نوشته : پرویز رجبی
|
|
21 تیر 1388 ساعت 23:39 |
|
چند روز است که بیش از همیشه به داستان شعر فارسی فکر میکنم. راستیرا اگر امروز حافظی میبودی، همچنان غزل میسرودی؟ آیا قالب غزل، باروی قافیه، واژگان اسیر و حوصلههای تنگ پاسخگوی مسائل عاطفی امروز میبودند؟ آیا جلوگیری از ترکیدن قالبهایی که تحمل مظروف خود را ندارند، یک فضیلت است؟ مگر باروی بلندبالای شهرها فرونریختهاند؟ فراموش نکنیم که در شیراز روزگار حافظ حتی یک پنجره به کوچه و خیابان گشوده نمیشده است... دیدگاه ها : (1) | بازدیدها : 207 |
|
ادامه مطلب...
|
|
|
نظرخواهی! |
|
|
|
نوشته : پرویز رجبی
|
|
16 تیر 1388 ساعت 12:26 |
|
دوستی مهربان مرا، چون شاعر نیستم، از نوشتن دیوارنوشت منع میکند. پاسخم را در زیر میآورم، تا اگر کسی نظری دارد، بدهد! رضای نازنین، هرازچندی حضوری و یا با یادداشتی که شیفتۀ نثر آن هستم، سرزنشم میکنی که چرا «چرت و پرت»هایی را به نام شعر مینویسم و با تحسین از تاریخنگاری من، دلسوزانه پیشنهاد میکنی که دست از سرودن بردارم و به کار اصلی خود، یعنی تاریخ بسنده کنم. من اگر بر این باور نبودم که تو شعرشناس خوبی هستی، هرگز دست به نوشتن این نامه نمیبردم. در آخرین گفت و گویی تلفنی که داشتیم، دیدم که تو نگران آبروی شعر فارسی هستی و آبروی خود من. پس برآن شدم که از نگرانیت بکاهم! دیدگاه ها : (4) | بازدیدها : 224 |
|
ادامه مطلب...
|
|
|